بسم الله الرحمن الرحيم‏

 شيخ محمد فرزند شيخ موسى فرزند شيخ محمد علي فرزند شيخ يعقوب فرزند حاج جعفر

آيت الله شيخ محمد يعقوبي در سپيده دم مولد نبي ‏مکرم اسلام در سال 1339 هجري شمسي، مطابق با ‏سپتامبر 1960 ميلادي در خانواده اي معروف به علم و ‏ادب و دينداري ديده به جهان گشود،  برخي از ‏خانواده معظم له، سردمدار انديشه و ادب و خطابه ‏بودند همانند پدر ايشان شيخ موسی مدير مجله معروف ‏الايمان و جدش شيخ محمد علي ملقب به شيخ الخطباء و ‏جد مادري ايشان شيخ مهدي و جد پدري ايشان شيخ ‏يعقوب که از تعليم يافتگان مکتب عرفاني و اخلاقي ‏مرحوم شيخ جعفر شوشتري و مرحوم شيخ حسين قلي ‏همداني بودند.‏
به جهت ارتباط پدر ايشان با برنامه‌هاي ديني و ‏اجتماعي و سياسي شهيد سيد مهدي حکيم از نوادگان ‏مرجع بزرگ شيعه، سيد محسن حکيم (قدس سره) که در آن ‏زمان رهبري ديني و اجتماعي مردم بغداد را بر عهده ‏داشت به بغداد منتقل شد. ‏
ایشان از دوران کودکي با معارف ديني آشنا شد چه ‏در آن زمان پدرش را همراهي مي کرده و مجالس خطابه ‏ایشان را گوش مي سپرد و آنها را به دقت گوش مي کرد ‏و سپس آنها را با تفصيل کامل، براي مادرش بازگو مي ‏کرد. پدر معظم له به نبوغ زود هنگام ایشان در ‏پيشگاه علما و فضلا اقرار داشت. ‏
معظم له پيش از سن 10 سالگي، مطالعه کتاب‌ها را ‏آغاز کرد و يک تحقيق گسترده با عنوان الخمر ام ‏الخبائث (شراب ريشه بدي‌ها) به نگارش درآوردند  اين ‏در زماني بود که هنوز به سن بلوغ نرسيده بوده و هر ‏چه که به سن ايشان افزوده مي شد بر عمق کتاب هايي ‏که مطالعه مي کردند افزوده مي شد.‏
در اوايل دهه هفتاد ميلادي و در ايام تعطيلات ‏تابستاني وارد حوزه علميه کوچکي در محله عبيدي ‏بغداد که مرحوم سيد علي علوي آن را تاسيس کرده ‏بودند شدند.‏
ايشان تحصيلات دانشگاهي خود را در بغداد به اتمام ‏رسانده و مدرک ليسانس مهندسي عمران و شهر سازي را ‏از دانشکده مهندسي دانشگاه بغداد در سال 1361 هجري ‏شمسي به دست گرفت. بر اساس قانون، بايد به خدمت ‏سربازي مي رفت اين در حالي بود که جنگ ايران و ‏عراق شعله ور بوده و احتمال ارسال ایشان به اين ‏مناطق جنگي وجود داشت. اما تربيت ديني ایشان باعث ‏شد که زير پرچم ظالمان نرفته و هر چند براي يک ‏لحظه کوتاه، جزئي از آنها نباشد و گوشه نشيني در ‏منزل را اختيار كرد هرچند كه اين تصميم ممكن بود ‏به قيمت جانش تمام شود چرا كه دشمنان نظام بعثي در ‏هر كوي وبرزن مخصوصا در بغداد مترصد فراريان از ‏سربازي بودند و سزاي اين شخص كشته شدن با تير خلاص ‏در ملا عام بود.‏
ایشان وقت خود را وقف مطالعه و تامل و تحقيق ‏نموده و شروع به نوشتن و تاليف كردند مانند نگارش ‏كتاب «دور الائمة في حياة الاسلامية». هر چند در آن ‏شرایط سخت کسی كه دستگير استعداد ایشان باشد يافت ‏نمي شد تا اينكه در سال 1364 شمسي، خداوند از روي ‏لطف و كرمش يك راه مخفيانه‌اي از ميان چندين واسطه ‏با شهيد سيد صدر دوم (قدس سره) ايجاد كرد كه نتيجه ‏آن نگارش تعدادي كتاب و نامه در موضوع انديشه ‏اسلامي و اخلاق و تهذيب نفس بود كه در ضمن دو كتاب ‏كه عبارت اند از : (الشهيد الصدر كما اعرفه) و ‏‏(قناديل العارفين) به چاپ رسيد با توجه به افكار ‏ايشان، شهيد صدر دوم، موسوعه بزرگ ماوراء الفقه و ‏كتاب نظرة في فلسفة الاحداث در دنياي معاصر را به ‏تحرير در آورد.‏
بعد از انتهاي جنگ ايران و عراق در سال 1367 ‏شمسي به نجف اشرف بازگشت و با دختر شهيد انتفاضه ‏شعبانيه علامه سيد محسن موسوي غريفي وصلت كرد. ‏
در انتفاضه سال 1370 شركت جسته و به همران ‏مجاهدان شهر نجف به دفاع از كربلاي معلي در برابر ‏هجوم نيروهاي گارد رياست جمهوري پرداختند، اما ‏مجاهدان، ایشان را به همراه غير نظاميان به نجف ‏اشرف بازگردادند و لذا فرصت مبارزه مسلحانه براي ‏ايشان فراهم نشد.  در عين حال بيانيه‌ها و پيام‌هاي ‏مهمي در ياري انتفاضه و بالا بردن روحيه مجاهدان ‏صادر كرد كه برخي از آن‌ها از بلندگوهاي حرم علوي ‏پخش شد.‏
بعد از بيعت انقلابيون با شهيد صدر دوم (قدس سره) ‏به عنوان رهبر انتفاضه و درست يك روز قبل از ‏بازداشت؛ شهيد صدر پنج هسته مركزي و انجمن براي ‏رهبري آن تشكيل دادند و آیت الله شيخ يعقوبي را مسوؤل ‏هسته سياسي و تبليغاتي نمودند.  اما اين هسته‌ها ‏نتوانستند به فعاليت خود ادامه بدهند چرا كه ‏نيروهاي گارد رياست جمهوري در روز بعد از اين ‏اقدام به نجف اشرف هجوم بردند.‏
معظم له در ابتداي سال 1370  مطابق با  شعبان ‏‏1412 به كسوت روحانيت در آمده و زي طلبگي را بر تن ‏كردند معمم شدن ايشان به دست مبارك آيت الله خويي ‏صورت پذيرفت. ‏
ايشان حامي اولين شهيد صدر دوم قدس سره بود و ‏تنها كسي بود كه در ابتداي اعلان مرجعيت ايشان در ‏اين سال از ایشان حمايت كرد. اين مساله اي بود كه ‏خود شهيد صدر در برخي از سخنان ضبط شده اش به آن ‏اذعان داشتند و بر اين اساس، جايگاه خاصي در ميان ‏ايشان يافت. معظم له بسياري از مردم را به پيروي ‏از مرجعيت شهيد صدر فراخواندند تا اينكه مرجعيت ‏ايشان وسعت گرفت و شيخ  يعقوبي در جایگاه دوم بعد ‏از شهيد صدر قدس سره قرار گرفت.‏
شهيد صدر معظم له را اندكي بعد از تاسيس جامعة ‏الصدر الدينية به عنوان مدير آنجا برگزيدند. هدف ‏از اين موسسه همانا ايجاد تعامل بين حوزه علميه و ‏دانشگاههاي علمي بود و شهيد صدر كسي را به غير ‏معظم له شايسته اداره اين موسسه و بر آورده كردن ‏اهداف آن نمي ديد. چرا كه ايشان در هر دو حوزه ‏تحصيل كرده بودند اين مطلب را شهيد صدر در هنگامي ‏كه معظم له را مكلف به اين كار كردند در تاریخ صفر ‏سال 1419 برابر با تيرماه 1377 بيان داشتند. ‏
شهيد صدر قدس سره، بارها وبارها به اين مساله ‏اشاره مي كرد که برخي از اين سخنان در مقدمه كتاب ‏هاي  (المشتق عند الاصوليين) و (قناديل العارفين) ‏موجود است و پنج ماه پيش از شهادت ايشان و درست در ‏تاريخ 5 جمادي الثاني 1419 مطابق با 5 مهرماه 1377 ‏شيخ يعقوبي را به عنوان جانشين خود برگزيد. ايشان ‏اين مساله را در ديداري كه با طلاب جامعة الصدر ‏داشتند و اكنون نيز نوار صوتي اش موجود است چنين ‏بيان كردند:‏
‏(اكنون مي توانم بگويم كه نامزد تنها از حوزه ‏علميه ما همانا جناب شيخ محمد يعقوبي است كه اگر ‏مرجعيت ایشان مورد تاييد واقع شود شايسته تصدي ‏حوزه علميه بعد از من مي باشد.)‏
ايشان از روي ادب و نزاكتي كه داشتند و به جهت ‏مراعات احترام حوزه علميه از اعلام درجه اجتهاد ‏خودداري كردند اما در عين حال اقدام به انتشار ‏بحث‌هاي استدلالي خود كه از سال 1378 نگارش شده بود ‏كردند. پس از اين بود كه آيت الله گرامي كه اجازه ‏اجتهاد ايشان از آيت الله منتظري بود در سال 1382 ‏مرجعيت ايشان را تاييد كردند. همچنين مرحوم آيت الله ‏محمد صادقي تهراني با داشتن اجازه اجتهادي از ‏مرحوم آيت الله خوئي (قدس سره) و ديگر اشخاص رسيدن ‏ايشان را به درجه اجتهاد تاييد كردند.‏
معظم له هيچ گاه از شهيد صدر دور نشد و تا آخرين ‏روزها همراه ایشان بوده و نماز ميت را در سال 1377 ‏مصادف با 1999 ميلادي بر پيكر مطهر ايشان و دو ‏فرزندش خواندند و در آن ايام اختناق و در ميان ‏مزدوران تا بن دندان مسلح به همراه افراد انگشت ‏شماري از ياوران شهيد صدر بدن مطهر آنان را به خاك ‏سپردند.‏
ايشان پس از شهادت شهيد صدر، رهبري جنبش و جريان ‏اسلامي را كه توسط شهيد صدر به راه افتاده بود و از ‏پايگاههاي مردمي موالي شهيد صدر برخوردار بود بر ‏عهده گرفت و از آنجا كه نظام بعثي تمام ابزارهاي ‏شهيد صدر از جمله نماز جمعه را از بين برده بود ‏ايشان با اتخاذ روش‌هاي جديد اين جريان را به پيش ‏مي برد. ‏
تحصيلات حوزوي معظم له:‏
با توجه به دانسته‌هاي علمي و فرهنگي وافري كه ‏معظم له داشتند ايشان در جامعة النجف الدينية و با ‏سفارش مدير آن مرحوم سيد محمد كلانتر، دروس حوزوي ‏را از سطوح متوسط (يعني شرح لمعه و اصول فقه مظفر) ‏آغاز كردند و مراحل تحصيلي را با تلاش و جديتي كه ‏داشتند به سرعت طي كردند. با رغبتي كه از سوي شهيد ‏صدر احساس مي كرد همزمان با تحصيل در سطوح بالاي ‏علمي درس هاي خارج شهيد صدر را  شركت مي جست. به ‏اين ترتيب در مبحث اصول لفظي از سال 1372 تا زمان ‏شهادت ايشان شركت مي كردند.  همچنين در بحث ‌هاي ‏اصول عملي ايت الله محمد اسحاق فياض در سالهاي 1373 ‏تا 1378شمسي شرکت می کرده و درس فقه را در نزد آيت ‏الله سيستاني در سالهاي 1375 تا 1378 وهمچنين در نزد ‏شيهد ميرزا علي غروي بين سالهاي1374 تا 1376 شركت ‏مي جسته و بهره‌مند مي شده و تقريرات تمام آن دروس ‏را تدوين مي‌كردند.‏
ايشان  تدريس مقدمات را پيش از انتهاي سال ‏تحصيلي ورودشان به حوزه علميه نجف آغاز كرده شروع ‏به تدريس سطوح متوسطه (لمعه و اصول فقه) و سطوح ‏بالا (مكاسب و کفاية) کردند. حلقه درس ايشان از ‏وسيع ترين حلقات بوده و بيشترين بهره‌هاي علمي را ‏به ديگران عطا مي کرده است.‏
ايشان در سال 1385، تدريس دروس خارج فقه را شروع ‏کردند ايشان مسائل اختلافي فقهي را مبناي تدريس خود ‏قرار مي داده مسائل عميق علمي و مورد مناقشه بين ‏فقهاء را مورد توجه قرار مي داد تا به غنا و ‏جذابيت مباحث کمک کرده باشد. هم اکنون بيش از 125 ‏تن از فضلا و اساتيد حوزه علميه در درس ايشان حاضر ‏مي شوند.1 ‏
ايشان تا کنون تعداد زيادي از مسائل مهم علمي و ‏عملي را به رشته تحرير در آورده‌ و اين مباحث را در ‏کتابي به عنوان فقه الخلاف در در مجموعه‌اي 7 جلدي و ‏شامل 45 موضوع منتشر نموده اند. از ويژگي هاي ‏مباحث ايشان بيان آراء بزرگان و قدما و اعلام معاصر ‏حوزه علميه نجف و قم مي باشد.‏
معظم له داراي رساله‌اي علمي به نام (سبل السلام) ‏مي باشند که جلد اول آن در سال 1430 ه ق (1388 ‏هجري شمسي) نشر يافت که شامل احکام عبادات مي باشد ‏اين کتاب بارها تجديد چاپ شد. ايشان درحال تکميل ‏جزء دوم که شامل معاملات مي باشد هستند و این کتاب ‏در شرف چاپ مي باشد. همچنين از معظم له رساله‌اي ‏علمي و جامع در مناسک حج منتشر شده که به دفعات ‏زياد تجديد چاپ شده است.‏

تاليفات معظم له:‏
‏1.‏    فقه الخلاف : تا کنون هفت جلد از آن ‏صادر شده است اين مجموعه شامل درس هاي بحث‌ خارج ‏فقه‌اي است که معظم له در نجف اشرف ايراد فرموده ‏اند.‏
‏2.‏    خطاب المرحلة: هفت جلد از اين مجموعه ‏به زيور طبع آراسته شده است. اين مجموعه وظيفه ‏مستند سازي سخنان و بيانيه‌ها و ديدگاه هاي ‏ايشان در مورد رويداد‌هاي جامعه و نصيحت‌ها و ‏توصيه‌هاي ايشان را به امت عراق از زمان تصدي ‏جريان اسلامي و بعد از شهادت ‌آيت الله صدر در سال ‏‏1378 برعهده دارد.‏
‏3.‏    الاسوة الحسنة للقادة والمصلحين: در يک ‏جلد به بيان سيره پيامبر اکرم و اهل بيت ايشان ‏‏(صلوات الله عليهم اجمعين) مي پردازد . روش اين ‏کتاب تحليلي است که به همراه پند و عبرت گيري ‏از وقايع مي باشد.‏
‏4.‏    دور الائمة في الحياة الاسلامية: در يک ‏جلد و به روش کتاب فوق الذکر به بررسي سيره ‏امامان معصوم عليهم السلام و اهداف مشترکي که ‏براي تحقق آن تلاش کردند می پردازد. در اين کتاب ‏تعليقاتي از شهيد صدر دوم (قدس سره) آمده است.‏
‏5.‏    المعالم المستقبلة للحوزة العلمية : در ‏يک جلد به زیور طبع آراسته شده است.‏
‏6.‏    الرياضيات للفقيه: کتابي منحصر به فرد ‏و در يک جلد به شرح مباني رياضي بسياري از ‏مسائل فقهي در ابواب مختلف فقه مي پردازد.‏
‏7.‏    المشتق عند الاصوليين: در يک جلد و دو ‏بخش، شامل تقريرات دروس اصول شهيد صدر دوم (قدس ‏سره)‌ در مبحث مشتق است. شهيد اين مجموعه را در ‏ضمن منهج الاصول خويش به چاپ رسانده بودند.‏
‏8.‏    الشهيد الصدر الثاني کما اعرفه: در يک ‏جلد به معرفي و بيان خاطرات خود با شهيد صدر ‏دوم و ذکر نامه‌ها و بحث ‌هاي رد و بدل شده بين ‏اين دو بزرگ مي‌پردازد و تاريخ آن به سالهاي ‏‏(1364 تا 1365) باز مي گردد.‏
‏9.‏    قناديل العارفين: در يک جلد به بيان ‏مراسلات بين ايشان و شهيد صدر در خصوص تهذيب نفس ‏و سلوک الي الله مي پردازد اين کتاب در سال 1366 ‏تدوين شده است.‏
‏10.‏    ثلاثة يشکون: اين کتاب در يک جلد به شرح ‏حديث شريف شکايت قرآن و مسجد و امام عليه السلام ‏مي پردازد. هر يک از اين موارد به صورت مجزا ‏نيز به چاپ رسيده است.‏
‏11.‏    الفقه الاجتماعي : اين کتاب در سه جلد ‏شامل بيان استفتاءات از معظم له در مورد مسائل ‏اجتماعي مي باشد اين کتاب بر اساس ديدگاه ايشان ‏در الاسس العامه للفقه الاجتماعي می باشد.‏
‏12.‏    نحن والغرب.‏
‏13.‏    من وحي الغدير.‏
‏14.‏    فقه طلبة الجامعات.‏
‏15.‏    به غير از موارد فوق، کتابها و جزوه‌هاي ‏بسياري به دست معظم له تدوين شده است که دلیل ‏اختصار مجال ذکر آن نمی باشد.‏
به جهت احتياج زياد جامعه به کتاب ها و جزوات ‏علمي، معظم له گروهي از طلاب فاضل خود را به ‏تدوين آنها امر فرمودند، روش کار اين گونه بود ‏که ايشان خط مشي هاي کلي و انديشه‌هاي کلی کتاب ‏را براي يکي از فضلاي خود بيان مي کردند و در حين ‏انجام کار نيز بر ايشان اشراف داشته تا به هدف ‏مورد نظر نائل شوند چرا که ايشان با افزايش ‏چالش‌هاي پیش رو، نیاز بسیاری به این گونه مباحث ‏مشاهده مي کردند و برآورده نمودن همه آنها به ‏تنهايي مقدور نبود. از سوي ديگر بارور کردن ‏استعداد‌ها و قابليت‌های ديگران امري ضروري بود.  ‏اين آثار بيش از 100 اثر مي باشد و همه آنها جهت ‏پر کردن خلاء و يا حل مشکلاتی است که معظم له ‏تشخيص داده‌اند.‏
صدها سخنراني اخلاقي و فکري و اجتماعي در ‏مناسبات مختلف از ايشان به جاي مانده است که ‏بسياري از آن ها به همراه ديدگاه هاي سياسي ‏ايشان در مورد اتفاقات مختلف و نصيحت‌ها و مواعظ ‏ايشان در کتاب (خطاب المرحلة) و در هفت جلد به ‏چاپ رسيده است.‏
برنامه‌هاي معظم له:‏
معظم له معتقد هستند که بسياري از برنامه‌ها و ‏فعاليت‌هاي مرجعيت مي بايست توسط موسسات به انجام ‏برسد نه افراد. مخصوصا در زماني که زمينه ‏فعاليت‌ها بعد از سقوط صدام در ماه صفر 1424 ‏برابر با فروردين 1382 هجري شمسي فراهم شد و ‏توانستند برنامه‌هاي اسلامي را بدون هيچ محدوديتي ‏اجرا نمايند.‏
معظم له بلافاصله بعد از زوال نظام صدام، اقدام ‏به ايجاد موسسات ديني کردند بر اين اساس کنفرانس ‏تاسيسي جامعة الفضلاء را در تاريخ  10 ارديبهشت ‏‏1382 برگزار کردند. ‏
اين جمعيت شامل فضلاء حوزه علميه مي باشد که ‏داراي فعاليت‌هاي اجتماعي بوده و توجه به حرکت ‏انديشمندانه دارند تا بتوانند هر يک گوشه‌اي از ‏انواع فعاليت‌ها را بر اساس توانايي‌هاي خود بر ‏عهده بگيرند.‏
شروع اين فعاليتهاي مبارک با دست طلاب جامعة ‏الصدر الدينية بود که تعليمات ديني و تربيتي و ‏اخلاقي و فکری خود را زير نظر معظم له فرا گرفته ‏بودند.‏
معظم له در روز جمعه مصادف با 22 ماه صفر برابر ‏‏(5 /2/1382) از بغداد بازديد کرده و سه روز در ‏آن ماندند و نماز جمعه را در صحن شريف امام کاظم ‏علیه السلام برپا کرده و در آنجا هزاران نفر از ‏مردم گرد آمده در صحن شريف را با خواست‌هاي ‏مشروعشان بعد از تغيير شرايط آشنا کردند. و آنها ‏را به برگزاري راهپيمايي در روز دوشنبه هفته بعد ‏از آن به سمت ميدان فردوس در مرکز بغداد دعوت ‏کرده تا بر خواسته‌هاي خود تاکيد نمايند. اين ‏راهپيمايي باشکوه با شرکت جمع زيادي از مردم در ‏طول چند کيلومتر برگزار شد.‏
معظم له در زيارت خود از بغداد با فرهنگيان و ‏استادان دانشگاه ديدار کردند و پيروان خود را به ‏مشارکت در تاسيس يک حزب سياسي،  بعد از سقوط ‏صدام در راستاي محقق کردن اهداف اسلامي و ملي ‏مدون شده توسط حزب فضيلت فراخواند اين اهداف در ‏نظام داخلي اين حزب تدوين شده است هم اکنون حزب ‏نقش فعالي در جریان سیاسی عراق داشته و چند کرسي ‏در مجلس عراق دارد.‏
معظم له توصيه هاي متعددي براي تنظيم و فعال ‏سازي گروه‌هايي همچون استادان و فارغ التحصيلان ‏دانشگاهي (اتحاديه جامعيون) و اتحاديه (التجمع ‏المهندسين الاسلامي) و بانوان در انجمن بنات ‏المصطفي (ص) ايراد کردند. معظم له همچنان به ‏حمايت از آنها مي پردازد.‏
موسسات فعال در عرصه جامعه:‏
به لطف و عنايت خدا علاوه بر جماعة الفضلاء، ‏موسسات ديگري نيز فعاليت دارند که عبارت‌اند از:‏
‏1.‏    جامعة الصدر الدينية (يا دانشگاه اسلامي ‏صدر) که با زير مجموعه‌هاي آن به بيش از 20 ‏مجموعه در استان ها رسيده است که عبارت‌اند ‏از حوزه‌هاي علمي ديني که  تحت اشراف حوزه ‏علميه فعاليت مي کنند و بالغ بر 2000 طلبه ‏در آن مشغول به تحصيل و تحقيق هستند.‏
‏2.‏    دانشگاه الزهراء: با داشتن بيش از 14 ‏زير مجموعه در استانها. اين دانشگاه ‏همانند جامعة الصدر است با اين تفاوت که ‏اختصاص به زنان دارد. و بيش از صدها ‏دانشجو در آن تحصيل مي کنند.‏
‏3.‏    موسسات تبليغي اسلامي مانند: شبکه ‏ماهواره‌اي النعيم و شبکه البلاد که از ‏بغداد پخش مي شود و شبکه الامل از بصره ‏وشبکه سبل السلام از ناصريه.‏
‏4.‏    ده‌ها نهاد و موسسه ديني، فرهنگي، ‏اجتماعي و بشردوستانه.‏
‏5.‏    کانون سادات العلوي با اسم(نقابة ‏السادة العلويين لرعاية ذرية رسول الله)و ‏فعال سازي و برجسته سازي آن در زندگي ‏مردم.‏
از برنامه‌هاي ديني ديگر ايشان برگزاري سالانه ‏مراسم زيارت فاطميه به سمت مرقد امام علي ‏عليه السلام در روز 3 جمادي الثاني است اين ‏مراسم براي احياء شعائر شهادت صديقه زهرا ‏سلام الله عليها مي باشد در اين مراسم بسياري از ‏مردم ‏    براي گسترش ماجراي فاطميه و نشان ‏دادن تاثير عظيم آن در اين مراسم شرکت مي ‏نمايند. در اين مراسم ده‌ها هزار نفر از ‏مومنين در تشييع رمزي که به سمت حرم علوي ‏حرکت مي کند شرکت مي کنند و معظم له پيش از ‏آن سخنراني‌اي با محوريت شهادت آن بانوي ‏مکرمه و مسائل روز و پيش روي جامعه ايراد ‏مي‌کنند. اولين بار اين مراسم در سال 1385 ‏هـ. ش برگزار شد.‏
معظم له دسته‌هاي بصيرت حسيني را براي اساتيد ‏و طلاب دانشگاه ها برگزار مي کنند که در آن ‏نزديک به 20 هزار نفر در کربلاي معلا و در ‏سالگرد عاشورا مشارکت مي نمايند. اين برنامه ‏چندين سال ادامه داشت.‏
براي اطلاع بيشتر از زندگاني معظم له مي توان ‏به کتاب هايي که ايشان در مورد خود ‏نگاشته‌اند مراجعه کرد که عبارتند از:‏
‏1 ـ الشهيد الصدر کما اعرف
‏2 – قناديل العارفين
‏3 ـ الشيخ موسي اليعقوبي
‏4 – خطاب المرحلة
‏5 ـ المعالم المستقبلية للحوزة العلمية
ذوالقعدة 1433 مصادف با مهرماه 1391 برابر ‏با سپتامبر 2012‏